همیشه باران بی خبر می آید

سایت خرید کتاب : همیشه باران بی خبر می آید

https://www.30book.com/book/86049/

شعرهای من با ترجمه سرکار خانم اعظم ناصری

(۱)

پیش از تو

هیچ پلی خواب هایم را به آسمان نمی برد

و هیچ جمعه ای بارانی نبود

حتی هیچ سیبی در غروب چشمانم سرخ نمی شد

حالا ناودان ها اشک شوق می ریزند

و خاک

بوی قدم های تو را می دهد

(۲)

روز خوبی ست،امروز!

نه هواپیمایی سقوط کرده

نه نگاه اطلسی ها زیر پاهای کسی له شده است

اما

کنار همین صندلی های پارک

کلاغی به آرزوهایم نک می زند

این خبر مهم را

اخبار هیچ شبکه ای اعلام نمی کند

(۳)

این سیاه جامگان

واژه نیستند

کلاغهای گرمازده ای هستند

که در لابلای دفترم

گیج می خورند...

Written by Saeedi Rad, Translated by Azam Nasseri

1

Before you,

No bridge carries my dreams to the sky

And no Friday was rainy

Even no apple in my eyes sunset became red

Now the spouts are crying happily

And the soil

Smells your steps

2

Today, it's a good day

No plane has fallen down

No petunia's look

Hasn't trod upon by someone's feet

But,

Near the very parks' benches

A crow is pecking at my wishes

This important news

Is not announced by any channel

3

These people clad in black

Are not the morphemes

They are the sun stricken crows

Which are staggering

Amidst the pages of my notebook

----------------------------