سوژه های کار نشده دفاع مقدس

سوژه های کار نشده دفاع مقدس

 عبدالرحیم سعیدی راد (شاعر و فعال فرهنگی)

بیش از ۳۰ سال از پایان دوران دفاع مقدس می گذرد اما هنوز در سینمای ما کارهای برزمین مانده زیادی دیده می شود و البته دیدگاه افراط و تفریط های زیادی هم در فیلم های سال های قبل دیده می شود. در یک دوران همه رزمندگان دوران جنگ را به شکل فرشتگان آسمانی نشان می دادند و در مقطع دیگری آنها را به شکل کاریکاتور خنده دار.

همه آنهایی که دفاع مقدس را از نمای نزدیک لمس کرده باشند، می دانند که بچه های جنگ از همه اقشار جامعه بودند، از چوپان و کارگر بنایی گرفته تا دانشجو و استاد دانشگاه که در یک محیط برای دفاع از کشورشان جمع شده بودند و هیچ کدام بر دیگری برتری نداشتند. اصلا گاهی از یک خانواده پدر و همه پسران خانواده به همراه داماد و سایر فامیل با همه اعزام می شدند و گاه برخی از آنها به شهادت می رسیدند.

واقعیت دفاع مقدس خودش قصه های شیرینی دارد که هنوز دوربین فیلم های سینمایی به سراغ شان نرفته است. مثلا هنوز فیلمی از زندگی عاشقانه حاج همت ساخته نشده است و به استناد خاطرات چاپ شده چقدر لحظات سینمایی از دل خاطرات آن می توان استخراج کرد. از شهید چمران می شود چندین سریال یا فیلم سینمایی تهیه کرد از روزهای زندگی اش در آمریکا و ازدواجش؛ زندگی و مبارزاتش در لبنان و حضور در ایران و دفاع مقدس و ماجرای ازدواجش در لبنان که خودش به تنهایی یک درام عاشقانه است.

از شهید صیادشیرازی و شور جنگندگی اش؛ از شهید خرازی که با یک دست آسمان را به زمین می دوخت. از شهید فرجوانی که این روزها مستند حرف های مادرش از سیما پخش می شود. از معمای علی هاشمی که مظلومانه در دل هور به شهادت رسید. از شهید برونسی و حتی از رزمنده هایی که در قید حیات هستند. من رزمنده ای را می شناسم که در یک عملیات برای عبور سریع تر سایر رزمندگان، روی سیم های خاردار خوابید و دیگران که گمان می کردند او شهید شده با اکراه پا روی او می گذاشتند و رد می شدند و بعد در نهایت بلند شد و خود را به رزمندگان رساند تا از عملیات عقب نماند. هنوز در خصوص معصومه آباد و همقطارانش در اسارت فیلمی نساخته ایم. از مدافعان حرم که هیچ کاری انجام نشده. تنها گاهی جرقه های بسیار زیبایی در جشنواره عمار دیده می شود که جا دارد به صورت فیلم های سینمایی کار شوند و... از شهدایی که نام شان روی اتوبان ها می درخشد اما کسی از زندگی آنها چیزی نمی داند؛ از همه اینها باید فیلم ساخت.

از پشت جبهه چقدر حرف های ناگفته باقی است. از دزفول که پایتخت مقاومت ایران در تقویم ها نام گرفته است کسی چه می داند؟ از شب های موشکباران؛ از خانواده ای که بعد از تهدیدهای رادیو عراق برای موشکباران و این که پناهی ندارند بروند و تصمیم می گیرند دست و پایشان را حنا بزنند تا اگر موشک به منزل شان اصابت کرد و دست و پایشان قطع شد قابل شناسایی باشند که از یک خانواده اند چون در شهیدآباد دزفول قبرهایی وجود دارد که فقط دست و پا هستند و صاحب مشخصی ندارند.

از مساجد که در دوران جنگ تنها یک پایگاه بسیج برای اعزام به جبهه نبودند. اتفاقات نابی که موقع نگهبانی های شبانه رخ می داد خصوصا در شهرهای جنگی خوزستان. ما هنوز یک فیلم سینمایی خاص مساجد نداشته ایم که چقدر نقش پر رنگی در زندگی مردم داشته و دارند.

در خصوص سوخت رسانی به مردم در شهرهای جنگی اصلا کار نشده. مثل عللی که باعث می شد صف های طولانی نفت به وجود بیاید و کارشنکی هایی که در این خصوص صورت می گرفت.

و بالاخره طنز دفاع مقدس که شامل اتفاقات زیبایی بود که گاهی ناخواسته رخ می داد و موجابت خنده را فراهم می کرد و گاه از قبل دو سه نفر نقشه می ریختند و آن را پیاده می کردند تا موجب سرور رزمندگان شوند. البته در این خصوص کارهایی انجام شده ولی هنوز حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد.

و حرف آخر این که دفاع مقدس گنجی از خاطرات و حرف های ناگفته دارد که تا ۵۰ سال دیگر می توان سوژه های ناب و درس آموز از آنها استخراج کرد. تنها باید کمی به اطراف نگاه کنیم، سوژه های اصلی جنگ که همان رزمندگان باشند در حال پیر شدن هستند و باید به سراغ آنها و ناگفته هایشان رفت و از دل حرف هایشان مرواریدهای درخشان صید کرد.

https://www.magiran.com/article/4270782

 

ای نگاهت امتداد سوره یاسین شده

شعر تازه سعیدی‌راد تقدیم به امام خمینی(ره):

عبدالرحیم سعیدی‌راد تازه‌ترین سروده خود را همزمان با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی تقدیم به امام خمینی(ره) کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر، همزمان با چهل و سومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز دهه فجر انقلاب، تازه‌ترین سروده‌ خود را به امام امت تقدیم کرد. این سروده به شرح ذیل است:‌

به دستان بهارآور امام‌(ره)

از نسیم نام تو ...

ای نگاهت امتداد سوره یاسین شده
با حضورت ماه بهمن، صبح فروردین شده

تا بیایی باز هم یک صبح زیبا پیش ما
کوچه‌های دل برای مقدمت آذین شده 

از نسیم نام تو شب‌ها همه مهتاب بود
از طنین گام تو این روزها شیرین شده 

سفره یکرنگ ما نان و نمک می‌پرورید
حیف شد، بعد از تو باز این سفره‌ها رنگین شده

آن طرف سیل کبوترها که همبال تواند
این طرف ماییم، با پرونده‌ای سنگین شده

از افق‌هایی که هم‌رنگ است با خون خدا
باز می‌گردند روزی اسب‌های زین شده