سبزقبا

ای خوشا چشمه‌سار سبز قبا
شور گل در بهار سبز قبا

مثل ابری همیشه می‌بارد
رحمت بیشمار سبزقبا

کاشکی دست لطف او بدهد
برگی از شاخسار سبزقبا

من کی ام، شاعری که همواره
مانده ام بر مدار سبز قبا

شادم از اینکه نسبتم این است
یک نفر از دیار سبز قبا‌

ای خوش آن دم که با نگاهی خیس
می‌نشینم کنار سبز قبا

خواب دیدم که خادمش شده ام
می‌تکاندم غبار سبز قبا

بوده ام بار‌ها گدای حرم
تشنه‌ای بر مزار سبز قبا‌

ای خوشا عکس دوستان شهید‌
ای خوشا لاله زار سبز قبا

هر شب جمعه جمعشان جمع است
عاشقان در جوار سبز قبا

شال سبزی و بال پروازی
مانده، چون یادگار سبزقبا

کاش همواره بر سرم باشد
دست پروردگار سبز قبا

(سعیدی راد)

خاطره ای از مجید زمانی اصل

وصیّت
عبدالرحیم سعیدی راد

روز شنبه (۲۳تیر ۸۶) برای یه ماموریت کاری رفته بودم اهواز. عصر این روز نیم ساعت مانده به پرواز برای برگشت به تهران. رفتم سر میدون شهدا . جایی که مجید زمانی اصل بساط کتابفروشی داره. طبق معمول سرش توی کتاب بود. اگه همه کتاباشو کسی جمع می کرد متوجه نمی شد.
بالای سرش رفتم . غرق خواندن کتابی از« لورکا » بود ، طوری که اگه کسی همه کتاباشو می برد متوجه نمی شد.
به شوخی گفتم: این کتاب چند ؟
سرش رو از لای کتاب بیرون آورد و گفت: کدوم ؟!
چشمش که به من افتاد گفت: به به ! تو کجا ، اینجا کجا ؟... بعد هم به رسم جنوبی ها شانه هامو بوسید.

یادی از خاطرات گذشته شد. از تیمور ترنج و نعیم موسوی و مهدی رستگار حرف زدیم. و از آرش باران پور.
بعد گفت: یه روز آرش روی همین موزاییک ( اشاره کرد به یه موزاییک که رنگش با بقیه موزاییک های پیاده رو فرق داشت ) ايستاد و گفت: مجید ! ... اوستا رفت.
بعد با يه حالت خاص كه از آرش بعيد بود ادامه داد: یه روز هم تو باید اینجا بایستی و بگی : آرش رفت !
مجيد كه ديگه حالا موهاش جو گندمي شده و چهره شو جا افتاده تر نشون ميده يه مكثي كرد و گفت : حالا هم من بهت ميگم كه ديگه منم مرگ رو دوست دارم. نه اين كه بخوام اداي آدماي مرگ آگاه رو در بيارم. ولي دوست دارم يه روز تو هم بياي اهواز روي همين موزاييك بايستي و به بچه هاي شاعر اهوازي بگي : مجيد هم رفت !
ناراحت شدم از حرفاش. براش دعاي سلامتي كردم ، ولي اون با خنده گفت: بهت وصيت مي كنم كتاب شعرمو چاپ كني ! ... شعرامو از اينور و اونور جمع كن و چاپ كن ! ... حبيب باوي هم از شعرام خبر داره. خيلي هاشونو اون جمع كرده.

تو همين صحبت ها بودیم که ماشين سر رسيد و سوار شدم كه بروم فرودگاه...
 

https://www.iranketab.ir/Images/ProfileImages/45f50f10f00946a9a4972daf8ff0b50d.jpg

ششمين مجموعه‌ي شعر مجيد زماني ‌اصل منتشر شد - ایسنا

كنار مردمم و هر روز مي بينمشان | ایبنا

شعر به تبليغات نياز دارد» گفت‌گو با مجيد زماني اصل؛ شاعر پياده‌رو - ایسنا

 

مجید زمانی اصل نویسنده کتاب امضای خورشید بر جلد بلوط

 

ادبیات پایداری - مصاحبه با رادیو

سعیدی‌راد: ادبیات پایداری، فلسطین و یمن را هم در برمی‌گیرد

یک شاعر با بیان اینکه ادبیات پایداری، یک ادبیات ظلم ستیز است، گفت: ادبیات پایداری تمام سرزمین‌های دیگر را دربر می‌گیرد و ادبیات مربوط به فلسطین و یمن و هر جای تحت ظلم را شامل می‌شود.

سعیدی‌راد: ادبیات پایداری، فلسطین و یمن را هم در برمی‌گیرد

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، عبدالرحیم سعیدی‌راد از شاعران کشورمان در برنامه «از پارسی تا فارسی» رادیو گفت‌وگو در مورد نقش ادبیات دفاع مقدس در زبان فارسی با بیان اینکه واژه‌های مقاومت، دفاع مقدس و پایداری را مربوط به ادبیات سال‌های بعد از انقلاب می‌دانم، اظهار داشت: شروع ادبیات انقلاب اسلامی به دوران انقلاب مربوط می‌شود و کم کم با شروع شدن جنگ تحمیلی به آن ادبیات جنگ گفته شد و پس از چند سال با مفهوم کامل ادبیات دفاع مقدس جایگزین شد.

سعیدی‌راد با بیان اینکه پس از جنگ، ادبیات دفاع مقدس به ادبیات مقاومت و سپس ادبیات پایداری تغییر نام داد، گفت: ادبیات پایداری تمام سرزمین‌های دیگر را دربر می‌گیرد و ادبیات مربوط به فلسطین و یمن و هر جایی را که در حال جنگ هستند، شامل می‌شود.

این نویسنده با بیان اینکه شاعران باید ابتدا در شهرهای خود و سپس در استان‌ها و کشور فعال باشند، تصریح کرد: شخصیت‌ها و شهدای عزیزی در شهرهای مختلف کشور داریم باید در قالب هنر شعر به جامعه معرفی شوند.

وی از جای خالی روایت «جنگ شهرها» در ادبیات دفاع مقدس یاد کرد و تشریح کرد: در پشت جبهه‌ها، خانواده‌ها درگیر جنگ بودند، اما در شعرها به این بخش نگاه نشده هر چند که سینما به صورت کمرنگ آن را نشان داده است.

سعیدی راد با معرفی مجموعه شعر «چشمان بی‌شکیب» با موضوع درفول که از او به چاپ رسیده اشاره کرد و افزود: پرداختن به طنز دفاع مقدس نیز مغفول مانده است و به نوعی می‌توان ادبیات را مدیریت کرد تا کشش به این سمت بیشتر شود.

این شاعر در رادیو گفت‌وگو اذعان کرد: ادبیات پایداری، یک ادبیات ظلم ستیز است و می‌تواند به هر جایی که درگیر ظلم است، گسترش داده شود. 

انتهای پیام/

تنها گزینه برای شهرت «دزفول»

خبرگزاری فارس ـ گروه حماسه و مقاومت: ۲ هزار و ۷۰۰ روز مقاومت همراه با ۲ هزار و ۶۰۰ شهید، حکایت مردمانی از یک شهر استراتژیک در جنوب غربی کشور و در مجاورت رودخانه دز است که در هشت سال دفاع مقدس در شهرشان ماندند تا به دشمن نشان دهند پای این مرز و بوم ایستاده‌اند.

هر چند که این شهر را شهر هزار موشک یا بلد الصواریخ لقب دادند، اما شهرت دزفول تنها یک گزینه دارد و آن هم مقاومت و ایستادگی آن است، نامی که در سال ۱۳۶۶ برای آن انتخاب کردند و دزفول را سمبل استقامت ایرانیان  خواندند. شاید این جمله معمار کبیر انقلاب خود هویدای همه چیز باشد که «شما دزفولی‌ها امتحان دادید و از این امتحان خوب بیرون آمدید، شما دین خود را به اسلام ادا کردید».


ازدحام مردم و حجم ویرانه‌ها

هشت سال جنگ نابرابر برای پایتخت مقاومت ایران با بیش از شلیک ۱۷۶ موشک دور برد فراگ و اسکاد، همراه با سرریز شدن ۴۸۹ بمب و راکت توسط هواپیماهای دشمن و اصابت پنج هزار و ۸۲۱ گلوله توپ به نقاط مختلف این شهر می‌تواند نگاه‌های آماری و تحلیلی را به خود اختصاص دهد. اما نمی‌تواند عمق روحیه سلحشوری، ایستادگی و ایمان مردم دزفول را نمایان سازد.

شیوه بیان این کتاب، بر پایه روایت شاهدان عینی است که از ۳۱ شهریور ماه سال ۵۹ به شرح اتفاقات پرداخته‌اند. تمام آنچه که لازم است مخاطب درباره دزفول بداند در ۴ فصل آورده شده است. با توجه به سبک نوشتاری کتاب که همانند کارهای دانشگاهی است و همچنین با توجه به شیوه استناددهی‌ می‌تواند مرجع خوبی برای مستندسازان و حتی تاریخ‌نگاران باشد.


مسجد جامع بعد از اصابت موشک

در این میان،‌کتاب‌ «دزفول» با عنوان جنگ شهرها که توسط عبدالرضا سالمی‌نژاد گردآوری شده است، تلاش دارد گزارشی از این شهر مقاوم طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ را فراروی مخاطبان قرار دهد. مخاطب در ۴۶۴ صفحه این کتاب علاوه بر آشنایی با موقعیت جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دزفول، با پیشینیه تاریخی و تحولات سیاسی اجتماعی این شهر در دوران انقلاب اسلامی آشنا می‌شود.


حمام مسجد جامع بعد از اصابت موشک

شاید یکی از سؤالات مرتبط با دزفول برای نسل جوان این باشد که چرا این شهر، را به عنوان شهر مقاومت مطرح کرده‌اند. جواب این سؤال را در فصل چهارم این کتاب با عنوان «مؤلفه‌های مقاومت مردم دزفول» می‌توان یافت. در این فصل اشاراتی به عوامل تأثیرگذار مانند ریشه‌های اندیشه‌های دینی، نقش روحانیت به ویژه آیت‌الله قاضی، حضور جوانان این شهر در میدان‌های نبرد، همت مردم در جریان بازسازی‌ها و نقش پایگاه‌های بسیج و سپاه شده است.


آیت‌الله قاضی

حُسن این کتاب را باید در نویسنده‌اش دید. چرا که عبدالرضا سالمی‌نژاد، زاده و ساکن دزفول و از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است. از قضا نیز در آن ایام هم دست به نوشتن داشت، به گونه‌ای که همراه با شهید فرهی اولین نشریه نوجوان این شهر را با عنوان «وارثین» منتشر کرد.

البته در این کتاب، به برخی حوادث مانند مقاومت و سنگربندی خیابان‌ها و پشت‌بام‌ها در روزهای آغازین جنگ، تهیه کوکتل مولوتف برای مبارزه احتمالی با ورود عراقی‌ها به شهر از طریق پشت‌بام‌ها کم‌تر پرداخته شده است.


آیت‌الله قاضی و رهبر انقلاب

همچنین برخی روایت‌ها درباره ساخت پناهگاه‌های موقت هلالی‌ شکل بتنی «شوادان»که در سال ۶۶ ساخته شدند و اینکه مردم به جای پناهگاه‌ به پشت بام می‌رفتند تا ببینند کجای شهر مورد اصابت قرار گرفته است هم در این کتاب بیان نشده است. در کنار آن، از همت برخی مردم شهر دزفول مانند محمدعلی سرشیری که در اولین لحظه‌های اصابت موشک برای نجات مردم زیر آوار می‌آمد، هم سخنی به میان نیامده است.


عزاداری مردم دزفول در محل خرابی‌ها

در انتهای کتاب، آلبوم عکس از دزفول فراروی مخاطب قرار دارد که جای تصاویری که می‌توانست به عنوان سند جنگ شهرها باشد مانند تصاویر قبور دست و پای شهدایی که معلوم نشده بود، تصویر نقشه محل اصابت موشک‌ها،  تصویر تنها بیمارستان شهر «بیمارستان افشار»، تصویری از راکت‌هایی که عمل نکردند و ... خالی بود.


صفوف فشرده نماز جمعه در ایام موشک‌باران دزفول

به گزارش فارس، کتاب «جنگ شهرها دزفول: گزارشی از شهر مقاوم دزفول در جنگ شهرها ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷» تألیف عبدالرضا سالمی‌نژاد توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در سال ۱۳۹۷ وارد بازار نشر شده است. 

در ادامه تصاویری دیگر از پایتخت مقاومت ایران را مشاهده می‌کنید:

 

 

 

 

 

 

 

این گزارش از متن عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر دزفولی بر کتاب  «جنگ شهرها» استخراج شده است.

انتهای پیام/

اقتصاد مقاومت

دزفول، شهر هزار موشک

 

دزفول، شهر هزار موشک

عبدالرحیم سعیدی راد - نویسنده

دزفول کجاست؟ دزفول با قدمتی حدود ۵۰۰۰ سال، یکی از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است که روی رودخانه دز واقع شده است و نام دزفول برگرفته از پل دژ مانند آن است. مقبره‌های تاریخی بسیار زیادی از ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح تا حدود ۶۰۰ سال بعد از آن در این منطقه وجود دارند. آثار باستانی بسیار زیادی از کشفیات این منطقه به‌دست آمده که در موزه‌های شهر موجودند. مساجد و مقبره‌های بسیاری از قرن‌های ۱۵ تا ۱۹ در این شهر وجود دارند.

 دزفول اولین مرکز تجاری شمال خوزستان است که با استان لرستان در ارتباط بوده است. دزفول از نظر تولیدات کشاورزی ازجمله سبزیجات و صیفی جات مقام نخست را در ایران در دست دارد. همچنین کارخانجات و کارگاه‌های پنبه ریسی زیادی را در خود جای داده است و هم اکنون صنایع کوچک و متوسط زیادی در این شهر به تولید مشغولند. دزفول در مسیر شاهراه ارتباطی تهران – اهواز واقع است.
چرا روز دزفول؟
اگر در برگه‌های تقویم امسال دقت کرده باشید حتماً دیده‌اید که برای اولین بار در روز چهارم خرداد ماه نوشته شده: روز مقاومت و پایداری – روز دزفول.
شایسته است دلیل این کار کمی روشن شود.
گفته می‌شود: در سال ۱۳۶۶ هیأت محترم دولت تصمیم می‌گیرد که یکی از شهرهایی را که به طور مستقیم با جنگ در ارتباط بوده به‌عنوان شهر نمونه انتخاب کند.
به این ترتیب در چهارم خرداد ۱۳۶۶ از سوی وزیر کشور وقت با اهدای لوح زرین به مردم دزفول، این شهرستان به‌عنوان پایتخت مقاومت ایران در دفاع مقدس نام گرفت.
چرا دزفول پایتخت مقاومت شد؟
در اینکه همه ملت ایران مقاوم هستند و جنگ را اداره کردند و دزفولی‌ها طی سال‌های جنگ تحمیلی و در زیر موشکباران‌های شدید عراق، شهر را ترک نکردند و طی ۲۷۰۰روز مقاومت ۲۶۰۰ شهید تقدیم انقلاب و اسلام کردند. مردمی که زخم ۱۷۶ موشک ۶، ۹ و ۱۲ متری را هنوز به یادگار می‌کشند، که گاه در کوچه‌های ۳ متری فرو می‌نشست. همچنین بیش از ۲۵۰۰گلوله توپ و ۳۰۰راکت هواپیما بر سر مردم بی‌دفاع این شهر فرود آمد. اما نمونه شدن دزفول دلایل دیگری هم داشت از جمله:
۱- عدم تخلیه شهر:
موشکباران‌ها در طول جنگ تحمیلی از سوی عراق هرچند بسیار سخت بود اما باعث نشد تا مردم، شهر را تخلیه کرده و از رزمندگان پشتیبانی نکنند ولی مردم دزفول نه تنها تسلیم نشدند بلکه مراسمی مانند راهپیمایی روز قدس را هم زیر موشکباران انجام می‌دادند.
۲- توفیق در بازسازی حین جنگ:
معمولاً این‌طور بود که هرگاه خانه‌های مردم در زیر حملات توپخانه‌ای یا بمباران‌های هوایی یا موشکی ویران می‌شدند خودشان به بازسازی ویرانه‌ها اقدام می‌کردند؛ به طوری که گاهی در کمتر از یک سال مشخص نبود که کدام محله ویران شده است.
۳- پشتیبانی از رزمندگان اسلام:
مردم دزفول پا به پای همه مردم کشور به هر نحو ممکن پشتیبان رزمندگان بودند. دزفولی‌ها بواسطه نزدیکی با جبهه‌های نبرد به‌طور مستمر کمک های مادی و معنوی خود را به جبهه اهدا می‌کردند. هم پذیرای رزمندگان سایر نقاط کشور بودند و هم در موقع عملیات در جبهه‌های نبرد، پذیرای مجروحان جنگ بودند.
۴- تقدیم شهدای زیاد:
شهری که در دوران دفاع مقدس با بیش از ۲۶۰۰ شهید و تحمل مصایب این دوران توانست سربلند از آزمون مردانگی و غیرت و شهامت بیرون آید. بسیار مواقع اتفاق افتاده بود که برخی خانواده ها ، فرزندانشان در جبهه به شهادت می‌رسیدند و خودشان در شهر مورد هجوم موشک قرار داشتند.
۵- داشتن بیشترین نیروی رزمی بویژه فرماندهان:
دزفول از معدود شهرهایی بود که دارای چندین گردان بسیجی بود که بیش از یک تیپ نیرو داشت؛ البته تیپی که به لشکر۷ ولی‌عصر(عج) تبدیل شد. فرماندهان دزفولی (نظیر سردار رشید - رئوفی - زنده یاد سوداگر و...) هم در رده‌های مختلف نظامی جنگ حضور مؤثر و چشمگیری داشتند.
 نام‌های دزفول در زمان جنگ تحمیلی
«شهر بی‌ در و پیکر» چون بی‌حساب وکتاب مورد بمباران و موشکباران قرار می‌گرفت. «شهر هزار موشک»؛ این اسم نشان از تعداد زیاد موشک‌هایی بود که به این شهر اصابت می‌کرد. «بلد الصواریخ یا شهر موشک‌ها»، «شهر مقاومت‌»، «پایتخت مقاومت» و «الف دزفول» این آخری نشأت گرفته از سخنان گوینده رادیو عراق بود که هرگاه اسامی شهرها را برای بمباران می‌خواند بکار می‌برد. در واقع سر لیست همه بمباران‌ها بود؛ حتی شایع شده بود هرگاه میگ‌های عراقی قصد بمباران جایی را داشتند اما موفق نمی‌شدند به‌خاطر اینکه بمب‌های خود را به کشورشان برنگردانند آنها را بر سر مردم بی‌دفاع دزفول خالی می‌کردند.
خلاصه اینکه این اسامی و شاید اسامی دیگر، معمولاً به‌عنوان کنایه بر زبان عامه مردم جاری می‌شدند.
سخن امام خمینی(ره):
رشادت‌ها و ازخودگذشتگی‌های مردم غیور دزفول و همچنین اهدای شهدای فراوان این شهر موجب شد تا امام خمینی(ره) در مورد این شهر فرمودند: «شما دزفولی‌ها امتحان دادید و سربلند از آن بیرون آمدید.»
اولین موشک:
بمباران هوایی از همان روزهای اول جنگ آغاز شد و مردم چون تا آن لحظه چیزی ندیده بودند به‌جای پناه آوردن به زیر زمین و جای امن به پشت بام می‌رفتند تا محل اصابت بمب‌ها را ببینند. اولین موشک در ۱۹ مهر ماه ۱۳۵۹ ساعت ۲۲ و ۱۰ دقیقه به دزفول اصابت کرد. در آن شب عده اى از بسیجیان دزفول در حیاط مسجد استراحت مى کردند. اکثر مردم دزفول نمى دانستند که موشک یعنى چه؛ آنها بمباران هوایى و توپ‌هاى دوربرد دشمن را تجربه کرده بودند اما نمى دانستند انفجار موشک چگونه است. یادم می‌آید در همان روزهای موشکباران سفری به تهران داشتم در راه کسی پرسید: صدای موشک مثل صدای چیست؟ هر چه فکر کردم نتوانستم مثل و مانندی برای آن پیدا کنم به ناچار گفتم: صدای موشک مثل صدای... موشک است!!!
یک روز یکی از دوستان همشهری برای کسی تعریف می‌کرد: اوایل جنگ خمپاره که زدند ناشکری کردیم، شد گلوله توپ. قدر توپ‌ها را ندانستیم، شد موشک سه متری، از سه متری هم به شش متر و از آن هم به ۹ متری و دوازده متری. حالا باید برویم خدا را شکر کنیم که موشک‌های پانزده و بیست متری نرسیده!
حرف آخر:
۱- سال‌هاست چهارم خرداد در سایه سوم خرداد (سالروز آزادسازی خرمشهر) قرار دارد و همیشه تحت‌الشعاع آن قرار گرفته است اما این اهمیت بالایی ندارد چرا که روز فتح خرمشهر آنقدر روز بزرگی است که هر سال باید بهتر از سال قبل آن برگزار شود اما نباید فراموش کرد که مقاومت مردم دزفول یکی از عوامل فتح خرمشهر بود. در واقع اینها جدای از هم نیستند و به قولی باید گفت: مقاومت در دزفول پیروزی در خرمشهر!
با این حال جا دارد که مسئولان فرهنگی؛ گوشه چشمی هم به دزفول به‌عنوان پایتخت مقاومت ایران داشته باشند.
۲- سوم و چهارم خردادها می‌آیند و می‌گذرند اما برای مردم خوزستان خصوصاً دو شهر خرمشهر و دزفول آب از آب تکان نمی‌خورد. اینکه روزی به‌نام شهری در تقویم‌ها نوشته می‌شود به خودی خود خوب و یادآور واقعه‌ای تاریخی است و اینکه برنامه‌هایی در صداوسیما اجرا شود و مراسمی برای مردم در این شهرها اجرا شود امری عادی است اما سؤال اینجاست که بعد از آن چه؟ اینکه دل مردمی خوش باشد که در یک روز از سال نامی از رشادت و مردانگی آنها برده می‌شود کافی است؟
همانگونه که مردم دزفول در طول دوران جنگ همچون رزمنده‌ای بی‌ادعا؛ شهید داد و استقامت کرد، وظیفه‌ای بود که بخوبی انجام شد. حال دولتمردان ما باید همت کنند و قدرشناسی خود را با طرح‌هایی برای سازندگی از این مردم نستوه نشان بدهند. پل قدیم دزفول هر روز فرسوده‌تر می‌شود، بازار قدیم دزفول رو به ویرانی است، مرمت سبزقبای دزفول تمام نشده؛ نداشتن روگذر‌ها و زیر گذرهای کافی عامل ترافیک در این شهر شده، موزه دفاع مقدس تا موزه شدن راه‌های طولانی دارد. خانه‌ها و کوچه‌های قدیمی شهر که نماد دزفول عزیزند؛ هر روز فرو می‌ریزند و ... شاید حداقل کاری که برای این مردم شریف و مقاوم و البته رنج دیده می‌توان انجام داد، این باشد که به وعده‌ها و قول‌هایی که به آنها داده شده است عمل شود. همین!

برش

در تقویم رسمی کشور ۴ خرداد، به عنوان «روز مقاومت و پایداری - روز دزفول» نامگذاری شده است. بلد الصواریخ یا شهر موشک‎ها عنوانی بود که عراقی‎ها، به شهر مقاوم و شهید پرور دزفول داده بودند.
 دزفول که به عنوان شهر نمونه در جنگ تحمیلی و مظهر مقاومت مردم در مقابل حملات موشکی عراق نام گرفته بود در چهارم خرداد سال ۱۳۶۶ از طرف دولت وقت کشورمان مفتخر به دریافت لوح زرینی شد که توسط نماینده دولت و تعدادی از مسئولان دیگر، در میدان فتح المبین نصب شد.
مردم دزفول در طول هشت سال دفاع مقدس با همه توان در برابر دشمنان قهرمانانه ایستادند و با وجودی که بیشترین موشک‌ها بر پیکره این شهر وارد شد اما در حین جنگ، مردم بخش‌های تخریب شده شهر را همزمان بازسازی می‌کردند. با این همه بخش‌های گسترده‌ای از بافت تاریخی دزفول آسیب دید و بیش از ۲۶۰۰ شهید در راه خدا و انقلاب اسلامی و کشور عزیزمان تقدیم کردند و به‌دلیل همین مقاومت‌های بی‌نظیر به عنوان شهر نمونه مقاومت و پایداری و پایتخت مقاومت ایران عزیز نام گرفت و روز چهارم خرداد هم در تقویم‌های سالانه، به‌ نام «روز دزفول» ثبت شد.
دزفول در طول جنگ تحمیلی ۱۷۲ بار مورد اصابت انواع موشک‎های ۳ و ۶ و ۹ متری اسکاد B ساخت اتحاد جماهیر شوروی ۲۵۰۰ بار گلوله توپ و ۳۰۰ بار مورد حملات هواپیماهای دشمن قرار گرفت ؛ در این حملات بیش از ۱۹۰۰۰ واحد تجاری و مسکونی تخریب شد و جمعاً ۲۶۰۰ شهید و عده زیادی مجروح و در جبهه‌ها هم با جوانان خط شکن خود حضور فعال داشت و به رغم تمام این خسارت‌ها و فشارها و تقدیم شهید و جانباز و آزاده همچنان استوار به مقاومت خود ادامه داد و خواست و اراده رژیم بعث عراق را در خالی کردن شهر توسط مردم، یا جبهه‌ها توسط جوانان به شکست کشاند و با مقاومت خود به عنوان دژی مستحکم و تکیه گاهی مورد اعتماد برای رزمندگان اسلام عمل کرد و نمونه‎ای از مقاومت را هم برای کل جهان به نمایش گذاشت و تحسین همگان را برانگیخت.