مؤسسه شاعران پارسی‌زبان تاکنون ۲۰ عنوان کتاب از شاعران فارسی‌زبان از کشورهای مختلف از جمله ایران، افغانستان، هندوستان و تاجیکستان منتشر کرده است.

عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر و از مسئولان مؤسسه شاعران پارسی‌زبان، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به آثاری که این مؤسسه در راستای معرفی شاعران فارسی‌زبان منتشر کرده است، گفت: مؤسسه تاکنون 20 عنوان کتاب با همین هدف منتشر کرده است که از این تعداد، پنج عنوان کتاب مربوط به شاعران فارسی‌زبان هند، سه عنوان کتاب از شاعران تاجیکستان و دو عنوان اثر نیز مربوط به شاعران افغانستانی بوده است. 

وی ادامه داد: چاپ نخست این آثار در دهلی و با همکاری خانه فرهنگ ایران در دهلی منتشر شد و در اختیار جامعه دانشگاهی در این کشور قرار گرفت. این آثار به منظور معرفی شاعران فارسی‌زبان و آشنایی با کارهای آنها و شناخته شدن جریان شعر معاصر در جامعه دانشگاهی منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

سعیدی‌راد از چاپ دوم این آثار خبر داد و اضافه کرد: چاپ دوم این آثار در ایران با طراحی جلد جدید و مختلف در حال انجام است. پیش‌بینی می‌شود که این چاپ دوم این عناوین تا پایان سال جاری منتشر شود.  

وی همچنین از انتشار آثار از شاعران و فعالان فرهنگی و ادبی فارسی‌زبان در قالب‌های دیگر نیز خبر داد و گفت: قرار است در حوزه‌های دیگر مانند نثر ادبی نیز فعالیت داشته باشیم تا آثار خوبی که در این زمینه خلق شده‌اند نیز به جامعه فارسی‌زبان معرفی شود. 

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/12/26/2471063/

 

از هشتم تا دهم بهمن سال 1383 رفته بودیم کنگره شعر دفاع مقدس. یه روز تو اهواز بود و دو روز منطقه طلائیه.

توی هواپیما کنار قزوه نشسته بودم. شیطنت قزوه گل کرد و تصمیم گرفتیم سر به سر دبیر کنگره بذاریم. چند نامه روی کاغذهای جلوی صندلی هواپیما برداشتیم و به خلبان نوشتیم و ازش خواستیم که آقای بیگی شاعر  «یاران چه غریبانه » رو برای شعر خوانی برای مسافرا دعوت کنه. سرمهماندار فوری اومد و عذر خواهی کرد که ممنوعه غیر از آنچه براشون دیکته شده چیزی خونده بشه. اما چند لحظه بعد خلبان به شاعران خیر مقدم گفت و از آقای بیگی تشکر کرد.

بعد اسم خلبان رو پرسیدیم گفتند: فاخران ... و براش شعر گفتیم. 

مرحبا ای فاخران ای مرد نیک

می شوی در شادمانی ها شریک

ای شما در زندگی فاخر ترین

ای نگین آسمانها و زمین

فوکر 100 را تو می رانی چه خوب

صبح و ظهر و شام و هنگام غروب

مرحبا بر جمع مهماندارها

این همیشه تا سحر بیدارها

آفرین بر عزم پولادین تان

حق نگهبان شما و دین تان

(سعیدی راد)

مکتب گمنامی - مصاحبه

 به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس، وی در گفت و گو با ستاد خبری کنگره مکتب گمنامی اظهار داشت: اولین کنگره ملی شعر مکتب گمنامی فرصت مغتنمی است تا شاعران سراسر کشور وارد گود شوند و در خصوص سربازان گمنام امام زمان (عج) که بی هیچ چشمداشتی در حال خدمت هستند، عرض ارادت کنند.

وی تصریح کرد: جای این موضوع در ادبیات بعد از انقلاب اسلامی خالی بود. به هر حال با موضوعات مختلف ملی و میهنی و مذهبی همایش های متعدد شعری برگزار شده است ولی این یکی از موضوعات بکر است که تا جایی که من اطلاع دارم شاعران در آن  طبع آزمایی نکرده اند. 

این فعال فرهنگی که در حوزه شعر بیش از بیست اثر چاپی در کارنامه دارد، خاطرنشان کرد: این کار می تواند ادای دینی باشد به این عزیزان که حافظان امنیت کشورمان هستند.

وی ادامه داد: به هر حال هر کدام از ما ایرانیان در ذهن خود نوعی از خدمات ارزنده این عزیزان گمنام را در ذهن داریم و خیلی بجاست که با شرکت در این کنگره شعر؛ ادی دینی به این سربازان گمنام داشته باشیم.

سعیدی راد در خصوص عنوان کنگره اظهار داشت: چقدر مسئولان برگزاری این کنگره خوش سلیقه و حکیمانه اسمم «مکتب گمنامی» را انتخاب کرده اند. چرا که آنها خادم ملت هستند و در کمال گمنامی و خالصانه کار می کنند و امنیت می آفرینند

وی افزود: آنان در انجام کارهای بزرگشان هیچ ادعایی هم ندارند. و براستی این خودش مکتب بزرگی است که تنها انسانهای خالص می توانند از آن بهره مند شوند.

این شاعر و نویسنده گفت: برگزاری کنگره ای برای سربازان گمنام امام زمان (عج) تشکری از این مجاهدان بی نام و نشان است و هرچند آنها نیاز ندارند و ما باید از آنها درس گذشت و فداکاری بیاموزیم. 

وی تصریح کرد: به هر حال شاعران به آنها خواهند گفت که «ایران امن» در سایه حضور و چشم های همیشه بیداری آنها بوجود می آید و جز این، امنیت و آرامشی نخواهیم داشت. 

سعیدی راد  شعر را هنر اول کشور ما عنوان کرد و گفت: در این کنگره ملی شعر، آثاری خلق و ارایه خواهد شد که در تاریخ ادبیات ما خواهند درخشید و  ماندگار خواهند شد و از سویی دیگر بر غنا و ارتقای ادبیات معاصر خواهند افزود. 

 

وی با اشاره به مجموعه«باقی بقای تو» گفت: چاپ دوم این مجموعه نثر ادبی در شکل  و شمایل دیگری در حال انتشار  است و در فروردین ماه سال 1400منتشر خواهد شد. این مجموعه نثر ادبی حاوی 70 قطعه شاعرانه با موضوعات لطیف عاشقانه است. 

 

این شاعر و نویسنده نام آور در پایان به علاقمندان شعر مژده داد: درحال تدوین مجموعه ای از جدیدترین دوبیتی های خود است که طی سال های گذشته نوشته و پیش بینی می‌کند این اثر  اوایل خرداد ماه سال آینده زیر چاپ برود. 

https://www.artfars.ir/fa/pages/newsdetail/137800/

 

آخرين پله نبوت - نثر ادبی برای مبعث

تلاوت باران به گوش مي‌رسد. عرش و فرش به هم پيوند خورده است. عطر نجيب عود با عطر بال ملائك توام شده است. گل‌هاي محمدي شانه به شانه اطلسي‌‌ها به رقص آمده‌اند. كعبه پيراهن سياهش درآورده و «ابوقبيس» نام زيباي تو را پژواك مي‌كند. خورشيد سراسيمه از گريبان «جبل النور» بيرون زده است و جبرئيل از فراز «حرا» ترانه «اقرأ اقرأ» سر داده است.

اي واژه‌هاي سردرگم،

وقت آن رسيده است تا از چشمه نام «محمد(ص)» وضو بگيريد و شور بيافرينيد. نخل‌هاي مدينه را ببينيد كه هريك «بلال» شده‌اند و اذان عاشقي سر داده‌اند!

اي زيباترين لبخند خداوند!

«وَالَّيل» در وصف چشمان مهربان تو نازل شده است.

«والصبح» با صداي ضربان قلب تو برخاسته است.

آنگاه كه مي‌آمدي عقربه‌ها به احترام تو مكث كردند و آسمان 70 بار به نام عزيزت بوسه زد. حالا تو بر آخرين پله نبوت ايستاده‌اي و شب‌انديشان را به ضيافت صبح مهمان مي‌كني.

پيش از تو زمين تنها يك فصل داشت به نام گمراهي!... از طراوت كلام تو بود كه بهار در شنزارهاي مكه پديدار شد.

پيش از تو ما چيزي نبوديم جز جسمي چروكيده به نام انسان كه در مرداب بي‌كسي، دست و پا مي‌زد.

با حضور تو بود كه فاصله ميان مُلك و ملكوت كوتاه شد. قطره‌هاي باران با نخ تسبيح تو به هم پيوست و رود شد.

... و آنگاه صداي گرم و آسماني‌ات بر شانه‌هاي نسيم، در رگ‌هاي زمين منتشر شد. تو آمدي تا زمين روزي پنج نوبت احساس بزرگي كند. تا شاخه‌هاي خشكِ از هم دور شده جوانه بزنند و دل‌هاي محروم از زلالي، راهي به درياي عاطفه داشته باشند تو آمدي و بر بورياي سادگي، در جمع پابرهنگان نشستي و با انگشت اشاره‌ات مسير دلدادگي را نشان دادي. و چه زيبا شاعري از زبان تو زمزمه مي‌كند:

اي مردم، اي آواز‌هاي منتشر در باد ‌
در دست‌هاي من خدا لبخند خواهد زد
اي دشت‌هاي تشنه و با آب نامحرم ‌
يك گل شما را با خدا پيوند خواهد زد

(سعیدی راد)

شعری برای حضرت ابوطالب

اوّل ماجرا ابوطالب

لطف بی انتها ابوطالب

 

السلام ای بزرگ با ایمان

حامی مصطفی ابوطالب

 

بودی همواره در ره اسلام
با نبی همصدا ابوطالب

خوش نمودی برای پیغمبر
دٍین خود را ادا ابوطالب

ای که هرگز نبود در ایمان

بین خوف و رجا ابوطالب

 

یاوری کرده ای پیمبر را

آشکار و خفا ابوطالب

 

بیت ها گفته ای برای نبی

شاعری بی ریا ابوطالب

 

نام پاکت دوای هر درد است

خاک پایت شفا ابوطالب

 

صدق و اخلاص و منطق و ایمان

نور و عشق و صفا ابوطالب

 

پرده داری برای کعبه نبود

چون تو بی ادعا ابوطالب

 

روی لبهای آرزومندت

آیه ی هل اتی... ابوطالب

 

با نوای تلاوت قرآن

دادی دل را جلا ابوطالب

 

پرورش یافت روی زانویت

حضرت مرتضا ابوطالب

 

گفت مولا شفیع خواهی بود

شیعه را در جزا ابوطالب

 

خوش بحالت که روی سر داری

دست مهر خدا ابوطالب

 

چون سپر بوده ای، نبوت را

موقع هر بلا ابوطالب

 

آرزو داشتی کنی جان را

در ره دین فدا ابوطالب

 

ایستادی و خوردی از مردم

طعنه و افترا ابوطالب

 

از لبانت دمی نمی افتاد

مصطفی مصطفی، ابوطالب

 

ای نگهبان آل پیغمبر!

مرحبا مرحبا ابوطالب

(سعیدی راد)

 

شعرخوانی در آپارات

واژه های سوگوار

شعرخوانی در آپارات

https://www.aparat.com/v/B67SV

 

غزل تقدیر

زین راه اگر شب گذری داشته باشد

امید ندارم سحری داشته باشد

بازیچه تقدیر نخواهم شد از این پس

شاید که به دستش تبری داشته باشد

خوش می گذرد باد از این دشت کویری

خوش باد که از تو خبری داشته باشد

خورشید- ولی - آمده تا یک نفس از دور

بر چهره ماهت نظری داشته باشد

گفتند که عاشق مشو! اما شدم اکنون

هر چند برایم خطری داشته باشد

آنقدر که من منتظرم هیچ کسی نیست

چشمان به در منتظری داشته باشد

هرگز مطلب آخر این قصه جانسوز

پایان غم انگیزتری داشته باشد

بیچاره شد آن مرد که ازمرگ بترسد

خوشبخت که بر نیزه سری داشته باشد

https://www.magiran.com/article/4155527

(سعیدی راد)