جمعه ها منتظرم

شنبه ها گل مي فروشم. 
    يک شنبه ، کفش هايم را واکس مي زنم 
    و به زله اي که در راه است فکر مي کنم. 
    دوشنبه ها را سکوت مي کنم. 
    سه شنبه، ايميل هايم را چک مي کنم
    و براي مرگ 
    لبخند مي فرستم.
    چهار شنبه ،
    با دخترم به ملاقات خدا مي روم.
    پنج شنبه، شعر هايم را حراج مي کنم.
    جمعه ها . اما،
    فقط منتظر مي مانم
    مي دانم که مي آيد.

(عبدالرحیم سعیدی راد)

 گل نرگس

براي موج ها « کامنت »مي گذارم
براي درخت ها و پرنده ها « دایرکت » 
مي خواهم عطر نامت را
براي همه روزهای بی قراری
«توئیت» کنم
مي خواهم
« بک گراند » همه دلهای عالم تو باشي
گل نرگس من!

(عبدالرحیم سعیدی راد)

برای حضرت موعود

نه در «گوگل»
نشاني از تو مي توان يافت 
نه در «توئیتر» و «فيس بوک»؛
براي سر زدن به تو
«فیلتر شکن» لازم نيست،
همه دلهايي که بدون «پسورد» بالامي آيند 
نشاني از «تو» دارند. 

 

(عبدالرحیم سعیدی راد)

عکسهای رونمایی

 

مجموعه شعر «حماسه گوهرشاد» رونمایی شد

مجموعه شعر «حماسه گوهرشاد» رونمایی شد

مجموعه شعر «حماسه گوهرشاد» رونمایی شد

مجموعه شعر «حماسه گوهرشاد» رونمایی شد

رونمایی از کتابهای شاعران پارسی زبان

حضور روزافزون شاعران زن در فضای شعر و ادبیات امیدوارکننده است

ایرانیان_برنامه‌هایی مانند «فراخوان گوهرشاد» کار ارزشمندی بود؛ چون در تاریخ ادبیات فارسی این تعداد شعر در این موضوع سروده نشده بود.

 

حضور روزافزون شاعران زن در فضای شعر و ادبیات امیدوارکننده است

 

 

به گزارش شبکه خبری ایرانیان، نشست رونمایی از هفت کتاب مجموعه گوهرشاد از انتشارات مؤسسه فرهنگی‌هنری شعرای فارسی، عصر روز یکشنبه در غرفه مجمع ناشران انقلاب اسلامی برگزار شد. در این مراسم، کتاب شعر بانوان شاعر، خانم‌ها راشین گوهرشاعی، بهاره صدرزاده و سمانه رحیمی رونمایی شد.

ابتدا استاد عبدالرحیم سعیدی راد ضمن معرفی مؤسسه انتشارات شاعران پارسی‌زبان گفت: «حماسه گوهرشاد» اشعار اولین «همایش ملی قیام گوهرشاد» است. مجموعه این اشعار را دکتر علیرضا قزوه انتخاب کرده‌اند. این خبر را هم اعلام می‌کنم که به لطف خداوند، سال گذشته موسسه شاعران پارسی‌زبان موفق به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده و فعالیت خود را آغاز کرده است.

در ادامه این برنامه، دکتر علیرضا قزوه ضمن تشکر از مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مدیر آن، مهندس میثم نیلی گفت: دو سال قبل بود که سایتی را برای مسابقه شاعران طراحی کردیم. شاعران بسیاری از ایران و خارج از کشور حتی از کشورهای هند و روسیه در این سایت عضو شدند. در حال حاضر گنجینه‌ای با بیش از چند میلیون مطلب و شعر داریم. حدود شش سال قبل بود که سایت شعر پارسی‌زبانان از طرف جشنواره فجر، برگزیده شده بود. مجوز را سال گذشته گرفتیم تا کتاب را هم در کنار اقدامات فرهنگی خود بگنجانیم. قدم بعدی این است که از شاعران پارسی‌زبان دعوت به همکاری کنیم.

وی افزود: هشتاد سال از واقعه گوهرشاد گذشته است؛ اما اثر مکتوب مدونی در دسترس ما نیست. وقتی کار سایت را شروع کردیم، بیش از صدها شعر از شاعران پارسی‌زبان جمع‌آوری شد و چهارده شاعر شاخص در این مجموعه‌ها ما را یاری کردند. زحمت جمع‌آوری و مدیریت این مجموعه را خانم دکتر نغمه مستشار نظامی کشیده‌اند.

در ادامه عبدالرحیم سعیدی‌راد گفت: دکتر علیرضا قزوه در ادبیات بعد از انقلاب جزو تاثیرگذارترین و پیشتازترین شاعران بودند. به‌عنوان نمونه زمانی که ایشان مسئول صفحه «بشنو از نی» در روزنامه اطلاعات بودند، شاهد موج خوب و تاثیرگذاری در شعر بودیم. در حین کار گوهرشاد چندین فراخوان دیگر هم داشتیم برای موضوعات انتفاضه، حضرت رسول و بزرگداشت شهید اندرزگو که کار بی‌نظیری بود؛ چون راجع به این شهید بزرگوار کتاب شعری نداشتیم. همچنین فراخوان دیگری در خصوص خانم مرضیه دباغ داشتیم که قصدمان جاودانه شدن نام ایشان در تاریخ شعر فارسی بود.

دکتر نغمه مستشار نظامی، گردآورنده این مجموعه اشعار، به نقش تاثیرگذار استادان سعیدی‌راد، اسماعیلی و قزوه در حمایت از این کتاب اشاره کرد و گفت: به واسطه سایت انتشارات مؤسسه فرهنگی‌هنری شعرای فارسی، از فضای شعر و ادبیات دور نبودم و این سایت پیوند من با دنیای شعر و ادبیات بود. برنامه‌هایی مانند فراخوان گوهرشاد کار ارزشمندی بود؛ چون در تاریخ ادبیات فارسی این تعداد شعر در این موضوع سروده نشده بود.

در پایان این برنامه از کتاب‌های شعر بانوان شاعر رونمایی شد و جمعی از شاعران کشورمان به شعرخوانی پرداختند.

 

هر جا قدم مي گذاري يك ايستگاه صلواتي درست مي شود

هر جا قدم مي گذاري يك ايستگاه صلواتي درست مي شود
در حال و هواي آثار عبدالرحيم سعيدي راد

نويسنده: حسين قرايي

سال ها پيش که کاست هاي کويتي پور را گوش مي دادم خيلي با اين اشعار دمخور بودم و زمزمه مي کردم؛
    تو را امواج دريا مي شناسند
    تو را شن هاي صحرا مي شناسند
    تو را اي منجي دل هاي عالم!
    تمام کهکشان ها مي شناسند 
    و شعرهاي ديگري از اين دست که در مراسم روضه خواني و سينه زني بيشتر جلوه گر بود. وقتي کتاب هاي «عبدالرحيم سعيدي راد» را تورق مي کردم؛ چشمم به اين دوبيتي افتاد و متوجه شدم که اين دوبيتي ها ساخته و پرداخته ذهن خلاق اوست. با علاقه خاصي کتاب هايش را خواندم. مفاهيم پرمغز و روان در رگ هاي شعر اين شاعر انقلاب موج مي زند.
    تقريبا همه شعرهاي منتشر شده سعيدي راد را خوانده ام ولي هميشه «ساعت به وقت دلتنگي» را که گزيده اشعار اين شاعر جنوبي است بيشتر دوست داشتم. حتم دارم، هنرمندانه سرودن اين اشعار است که دوست داشتن اشعار را سبب شده است.
    عبدالرحيم سعيدي راد در سال 1346 در شهر دزفول متولد مي شود و شاعرانه دزفولي بودن خويش را يادآور مي شود. «اهل دزفولم، مرامم سادگي است/ روحِ شرجي هاي خوزستاني ام» (ساعت به وقت دلتنگي ص30)
     شاعر دزفولي ما شعر پرمضمون و خوش تراشي با عنوان «من يک شاعر دولتي ام» دارد که در نوع خودش ارجمند است. او در اين شعر ارزش هاي انقلاب اسلامي را به رخ مي کشد و با بياني مطالبه آميز و انقلابي اين گونه آغاز مي کند؛
    «من يک شاعر دولتي ام
    و از اين که
    لهجه انگليسي يا فرانسوي ندارم
    دلتنگ نيستم.»
    روحي که در اين شعر حاکم است من را ياد شعرهاي «از نخلستان تا خيابان» عليرضا قزوه مي اندازد؛
    «... من يک شاعر دولتي ام
    زيرا براي برادرم که در کربلاي 4 مفقود شد
    شعر گفته ام
    و از «سيد مهدي» گفته ام که چشمانش را به آسمان بخشيد
    و شعرهايم را بر تابوت هاي خالي همرزمانم
    حک کرده ام
    اعتراف مي کنم
    که يک شاعر دولتي ام
    زيرا از هيچ سفارتخانه اي براي چاپ کتاب هايم پول نگرفته ام
    و جرمم اين است
    که به همه پا برهنه هاي ميهنم بدهکارم» (همان ص253) 
    سعيدي راد، با توجه به مطالعاتي که در حوزه زبان و ادبيات فارسي دارد، توانسته از اين انباشته فرهنگي استفاده کافي را ببرد و خلاقيت زلال خود را با اين انباشته ها جمع کند و ترکيب هاي بديع بيافريند؛ «سيب نگاه ص 235 / اطلسي هاي پست مدرن ص 247 / زنبيل تابستان ص263/ کبوتر امن يُجيب ص294 / بغض قتلگاه ص 304 / زمزم ياد ص 312» و استفاده از همين ترکيب هاي تازه است که تنفس در حال و هواي شعري او را به صبحي دل انگيز پيوند مي زند.
    وقتي به دنياي شعرِ سعيدي راد گام مي نهي، توجه به فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار جزء ويژگي هاي محتوايي او قلمداد مي شود او در کوشيدن اين معاني شيعي از قالب سپيد، مدد مي جويد و دقيقا از همين پنجره مضامين تازه را با کلماتي امروزي يادآور مي شود. توجه به شعر «ايستگاه» مي تواند اين نکته باريک را براي مخاطب شعر او تبيين کند؛
    «ايستگاه روزهاي ابري
    ايستگاه شعرهاي سوخته
    ايستگاه خواب هاي تعبير نشده،
    هر جا قدم مي گذاري
    يک ايستگاه صلواتي درست مي شود.
    حتي قنوت نمازم
    ايستگاه لبخند مهربان توست.
    تا کدام ايستگاه
    به دنبالت مي کشاني ام؟» (همان ص240)
    همان طور که در پي آمد، نگاه حماسي و شوق آميز شاعر به فرهنگ عاشورا جزو ويژگي هاي شعري اش محسوب مي گردد. سعيدي راد، سعي دارد تا تکرار عاشورا را در اين زمان در شعرهايش تماشايي کند.
    طرح و فرهنگ عاشورا در شعر نسبتا کوتاه «خيابان عباس» - که شاعر آن را نذر شهداي بمب گذاري هاي کربلاکرده - قابل توجه است؛
     « ق
     ط
     ر
     ه
    قطره
    در خودم ذوب مي شوم
    وقتي هنوز «عمرسعد»
    در «بين الحرمين» چارنعل مي تازد
    و شمر
    در خيابان هاي «عباس بن علي» بمب مي کارد
    و بچه سه ساله در «ميدان مشک»
    تشنه تشنه
    پرپر مي شود.
    قربان مظلوميتت يا اباعبدالله !» (همان ص 236)
    *
    در سال هاي اخير توجه به کوتاهه سرايي در کشور رشد قابل ملاحظه اي داشته است. شاعر در «طرح واره ها» مي کوشد تا همه حرف هايش را با ايجاز دلنشين کند. برخي شاعران در طرح هايشان بويي از دلنشيني و لذت شاعرانه قابل لمس نيست اما در برخي طرح هاي سعيدي راد، اين دلنشيني به چشم مي آيد، به عنوان مثال او در شعري، شهيد را به خورشيد تشبيه مي کند و از آن «استعاره مصرحه» مي سازد يعني علاوه بر دلنشيني و خوش تراشي واژه ها به خوش قيافه و قافيه بودنشان نيز نگاه دارد، نگاهي که خلاقيت در آن درخشش دارد؛
    «خورشيد / از سنگر شب بيرون خزيد / «قنّاسه» اي / پيشانيش را بوسيد.» (همان ص 281)
    هرچند که در مجموعه موفق «ساعت به وقت دلتنگي» شاعر هنوز دلداده عليرضا قزوه و سلمان هراتي است و اين دلدادگي باعث مي شود مثل آن ها سخن بگويد و گاهي اوقات ردپاي تقليد از اين شاعران در شعرش ديده مي شود، اما شعرهاي زيبايي از او در همين مجموعه به چشم مي خورد، به تعدادي از اين شعرها توجه کنيد؛
    «غروب، ابرهاي بي باران، / هنوز هم کاج هاي پنجشنبه / کلاغ مي بارند» (همان ص287)
    *
    «چاقو، ترنج، نفس هاي تند / هنوز هم با صداي تلفن/ دستم را مي برم» (همان ص288)
    *
    «دل به اين قطارها مبند / شهدا / از آسمان مي آيند» (همان ص290)
    *
    واژه هاي دلتنگم / قله اي را فتح نکرده اند / و رکورد عاشقي را نشکسته اند / عاشق دوپينگ نمي کند.» (همان ص293) 
    سعيدي راد، شاعري است که در «نثرشاعرانه» نيز غور کرده است و از همين چشم انداز، تعدادي دفتر نثر شاعرانه (قطعه ادبي) منتشر نموده که قوي و مستحکم در اين ژانر ادبي، جلوه نموده است. نثرهاي شاعرانه او را مي توان در آينه کتاب هاي «حق با آفتابگردان هاست»، «همين»، «ديگر عرضي ندارم» به تماشا نشست. با خواندن نثرهاي شاعرانه اين شاعر متوجه خواهيد شد، سادگي و صميميت، دو خصلتي است که مي توان به نام «عبدالرحيم سعيدي راد» چسباند.
    وقتي نثرهاي شاعرانه اين شاعر را مي خوانيد اصلانمي توانيد متوجه شويد که او فوق ليسانس زراعت و اصلاح نباتات دارد. گاهي اوقات او را پدري مهربان مي بينيد که با واژه ها حرف هاي دلنشيني براي پسرش مي زند، گاهي اوقات او را در لباس بسيجي کلمات مشاهده مي کنيد که دوست دارد دغدغه هاي نسل خودش را از رهگذر همين واژه ها به امروزي ها انتقال دهد و... در حقيقت شاعرِ ما در نثرهاي شاعرانه اش علاوه بر استفاده هنرمندانه از صنايع لفظي و معنوي و تخيل، به فکرِ انديشه نيز هست.
    به هر روي عبدالرحيم سعيدي راد از زمره شاعران و نويسندگان انقلاب اسلامي است که هنوزم که هنوز است با خاطرات معطر سال هاي حماسه و خطر و عشق واژه ها را آذين مي بندد.
    «پوتين هاي ترکش خورده ام در فکّه جا مانده اند / چفيه ام بر مانع خورشيدي اروند / يکي زمان را کمي به عقب هُل بدهد/ کوسه ها رحم ندارند / «سيد جمشيد» را از آب بيرون بکشيد.» (همان ص213)
    حضور امثال سعيدي راد پويايي و مانايي شعر و نثر انقلاب اسلامي را سبب مي شود. خواندن آثار اين هنرمند بي ادعا ما را به سمت اميدوار زيستن و عاشقانه زيستن مي کشاند. پس بيراه نيست که همين الان کتاب «همين» را مطالعه کنيد.
    
     


 روزنامه كيهان، شماره 21114 به تاريخ 4/5/94، صفحه 7 (ادب و هنر