بانوی صبر و سادگی

شعر بانوی صبر و سادگی ویژه شهادت حضرت فاطمه (س)

فایل تصویری:

http://aparat.ghazalkhan.ir/page-1007149.html

 

شعری برای حضرت سبزقبا  (محمدبن موسی الکاظم)

ای خوشا چشمه سار سبز قبا

شور گل در بهار سبز قبا

 

مثل ابری همیشه می بارد

رحمت بیشمار سبز قبا

 

کاشکی دست لطف او بدهد
برگی از شاخشار سبز قبا

 

من کی ام؟ شاعری که همواره

مانده ام بر مدار سبز قبا

 

شادم از اینکه نسبتم این است:

یک نفر از دیار سبز قبا

 

ای خوش آن دم که با نگاهی خیس ،

می نشینم کنار سبز قبا

 

خواب دیدم که خادمش شده ام

می تکاندم غبار سبز قبا

 

بوده ام بارها گدای حرم

تشنه ای بر مزار سبز قبا

 

ای خوشا عکس دوستان شهید

ای خوشا لاله زار سبز قبا

 

هر شب جمعه جمعشان جمع است

عاشقان در جوار سبز قبا

 

شال سبزی و بال پروازی

مانده چون یادگار سبزقبا

 

کاش همواره بر سرم باشد

دست پرودگار سبز قبا

(سعیدی راد)

نامه

سلام. حال من خوب است و امروز دلم را در يک ترانه شرقی شستشو دادم تا وقتی که صدای تو را از گلهای رازقی مي شنوم بالهاي شعرم جان بگيرند.‌اين را که خوب می دانی همه جاده‌های خيالم به رويش صبح نگاه تو ختم می شود.

باورت مي‌شود؟ امروز به هر کجا که سر مي زدم تو را می ديدم و از هر چيز صدای مهربان تو را می شنيدم حتی از ماه که مثل گلدان ترک خورده ای نگاهم می کرد صدای تو می آمد که: صلواتهای روز جمعه فراموشت نشود!

ديروز ولی اندوهی عتيق مثل ديوی خشمگين دلم -‌اين کلبه مالامال از عشق - را به آتش کشيد. انگار در باتلاقی از غم فرو می رفتم که با واژه‌هايی از جنس ابر دستم را گرفتی و با خود به آسمان بردی و آهسته آهسته سايه‌های اندوه را از شانه‌های خسته ام تکاندی.

امشب هم مثل اولين روزهای عاشقی خورشيدی بی غروب به شب‌های بی ستاره ام بخشيدی. 
از تو به خاطر‌اين عشق بی زوال ممنونم. ديگر عرضی ندارم!

(سعیدی راد)