غزل: از غبار کفش زوار حرم...

برای امام رضا (ع):

 در کنارت گاه توفان می‌شود

کافر حربی مسلمان می‌شود 

 

زائر چشم تو باشد هر کسی،

در پناه عشق مهمان می‌شود

 

مشکلات ما گرفتاران خویش

با نگاهی از تو آسان می‌شود

 

در کنار پنجره فولاد تو 

هر گدایی مثل سلطان می‌شود

 

در حریمت مور اگر وارد شود

صاحب ملک سلیمان می‌شود

 

از غبار کفش زوار حرم

کور مادر زاد درمان می‌شود

 

هر کسی یاد تو می‌افتد، دلش-

ناگهان خاک خراسان می‌شود

(سعیدی راد)

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960828000127

 

غزلی برای زلزله زدگان کرمانشاه:

*برای زلزله زدگان استان کرمانشاه:

...چه شام دلتنگی! ...چه صبح غمگینی
کسی به ما جز غم نداد تسکینی

به هر گذر طفلی شکسته می گرید
به هر طرف زخمی شکفته می بینی

به هم گره خورده ستون و سقف و آه
نه کوچه ای مانده نه کنج پرچینی

به هر طرف بیدار، کنار هر آوار
«نشسته فرهادی به سوگ شیرینی»

نه مادری مانده نه مویه ای در باد
نه یک برادر تا رسد به بالینی

چه حرفها دارند از این مصیبت ها
کنار این مردم اگر که بنشینی

گسل گسل ماتم وزیده از هر سو
نه بیستون مانده نه قصر شیرینی

(سعیدی راد)

برای زلزله زدگان

1

یکی دارد دلی از غصه سرشار

یکی در بین آجرها گرفتار

یکی از عمق جان فریاد میزد:

دل من مانده اینجا زیر آوار

 

2

فرو افتاده لبها از سخن هم

نبوده فرصتی تا پر زدن هم

امان از لحظه ای که ناگهانی

زمین لرزید و دل لرزید و من هم...

 

3

دمادم در هجوم درد لرزید

در اوج اشک و آه و گرد لرزید

جهان خاموش شد یک لحظه و بعد

زمین چون شانه های مرد لرزید

 

4

اگر چه شوق آوازی نمانده

زمانه خاک غم بر ما تکانده

تو تنها نیستی جان برادر!

مرا داغ تو تا اینجا کشانده

 

5

اگرچه جان من پر زد به افلاک

اگر چه قطع شد یک شاخه از تاک

هنوزم زندگی جاری است اینجا

دوباره می کشم دستی بر این خاک

(سعیدی راد)

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960822000528

 

http://khorasannews.com/Newspaper/Page/19683/11

 

​سعیدی‌راد در برنامه «چشم شب روشن» : نثر ادبی برادر شعر است

عبدالرحیم سعیدی‌راد در برنامه «چشم شب روشن» به بررسی نثر ادبی پرداخت و خاطره‌ای از شروع کارش در این حوزه بیان کرد. به اعتقاد او نثر ادبی، برادر شعر است.

نثر ادبی برادر شعر است
 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،مرتضی امیری‌اسفندقه کارشناس و مجری بخش ادبیات برنامه تلویزیونی «چشم شب روشن» در برنامه شب گذشته خود (15 آبان ماه) میزبان عبدالرحیم سعیدی‌راد شاعر بود.

سعیدی‌راد در ابتدای بحث درباره نثر ادبی گفت: من نیز مانند محمدرضا سنگری معتقدم که نثر ادبی برادر شعر است و به ویژه به شعر سپید نزدیکی زیادی دارد. ما بعد از انقلاب خیلی به این قالب نپرداخته‌ایم و شاید بستری برای ارائه آن فراهم نبوده است. در دهه 80 در صدد بودم تا کتاب‌های مرجع حوزه نثر را جمع‌آوری و منتشر کنم که در نهایت 20 مجموعه به چاپ رسید.
 
مسئول شعر جهاد دانشگاهی اهواز ادامه داد: دوره‌ای در زندگی‌ام بود که اتفاقا خیلی از نثر بدم می‌آمد. در این شرایط محمدرضا مهدی‌زاده به من لطف داشت و هرکتاب نثری که چاپ می‌کرد، یک نسخه برای من کنار می‌گذاشت. من هم هیچ کدام را نمی‌خواندم و همه را در کتابخانه‌ام می‌گذاشتم.

این شاعر با اشاره به خاطر‌ه‌ای ادامه داد: این وضعیت ادامه داشت تا اینکه شرایطی پیش آمد که باید مطلبی را برای کسی که خیلی برایم عزیز بود، می‌نوشتم. با خودم گفتم او از من به‌عنوان یک شاعر انتظار دارند، مطلبم با بقیه فرق داشته باشد، در نهایت چند پاراگراف نوشتم و متوجه شدم در نثر خیلی راحت‌تر از شعر می‌توانم بنویسم و احساساتم را مطرح کنم.

سعیدی‌راد در توضیح داستان شروع نویسندگی‌اش گفت: بعد از آن نامه، یواشکی کتاب‌های مهدی‌زاده را درآوردم و دیدم که او عجب نثر و قلم خوبی دارد و اینطور شد که به سراغ نثر ادبی آمدم و در سه سال نخست شروع فعالیتم، به ندرت شعر می‌گفتم و فقط نثر می‌نوشتم.

مسئول انجمن شعر حوزه هنری خوزستان یادآور شد: کتاب «حق با آفتابگردان‌هاست» 130 نامه به یک مخاطب آسمانی است که می‌تواند برای هر فردی مفید باشد تا گمشده‌اش را در آن پیدا کند. در نثر ادبی جملات پشت هم قرار می‌گیرد و بار ادبی را به دوش می‌کشند. این تعریف بسیاری را به اشتباه انداخته و نثر ادبی را خیلی ساده فرض می‌کند. این نثر باید به شعر نزدیک باشد و البته با آن مرزی دارد که اهل فن می‌دانند.

در ادامه اسفندقه به زبان بکر برخی روستاییان ایران اشاره کرد و گفت: در برخی روستاهای اصفهان به جای «یه ذره آب» می‌گویند «یک اشک آب» یا در روستاهای خراسان در عوض اینکه بگویند «تا تاریک نشده برگردیم»، می‌گویند تا «تاریکی به روستا نریخته» برگردیم. آیا اینها برادران ناشناس شعرند؟

سعیدی‌راد در جواب این سوال گفت: چه بسا این دیالوگ‌ها خود شعر باشند، چون این تعبیرها شاعرانه‌اند و می‌توانیم آنها را در قالب شعر استفاده کنیم یا در قاب نثر بریزیم. قطعه ادبی یعنی درباره یک موضوع یا بحث مثل جانباز چیزی بنویسیم اما آقای قزوه در سفرنامه حج خود با نام پرستو در قاب کاملا یک نثر ادبی دارند.

شاعر مجموعه شعر «فانوس‌های سنگی» در پایان تاکید کرد: نثر ادبی مثل شعر دنیایی برای خودش دارد و چقدر خوب است در مقطع متوسطه در مدارس آموزش‌ها و راهنمایی‌هایی در این زمینه وجود داشته باشند.

برنامه «چشم شب روشن» به تهیه‌کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود.

http://ibna.ir/fa/doc/report/253881/%D9%86%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1

 

دوبیتی های اربعینی

 1

چهل شب یک نیستان یک حکایت

چهل شب غم چهل منزل روایت

چهل شب سوز و آه و ناله نی

چهل شب از جدایی ها شکایت

 

2

چهل شب ناله و شب زنده داری

چهل روز و چهل شب سوگواری

چهل شب کاروان منزل به منزل...

چهل شب خواهری در بی قراری

 

3

چهل شب دیده شد بر نیزه نوری

چهل شب کار زینب شد صبوری

مپرس از قامت رنجور خواهر

چهل شب نه! چهل سال است دوری

 

4

چهل شب گوییا فریاد در کوه

چهل شب ناله بشکوه بشکوه

چهل منزل سری بر روی نیزه

چهل شب شیون و اندوه اندوه

 

5

چهل شب خواهری دور از برادر

چهل شب بی کس و بی یار و یاور

به دنبال سری افتان و خیزان

چهل شب خاک غم باریده بر سر

 

6

چهل شب در عزای اشجع الناس

چهل شب اشکها الماس الماس

چهل شب نوحه خوانی های زینب

چهل شب روضه ی جانسوز عباس

(سعیدی راد)

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960813000265