واژه های موجی

دهانم را باز می کنم برای شعر،
خیابانی از لوزه هایم
تا لویزان پل می بندد.

شقیقه هایم تیر می کشند
می دانم 
اگر سرفه کنم
تمام روزهای هفته بهم می ریزند

چقدر سردم می شود
وقتی تو نیستی که قرص هایم را 
سر وقت
روی زبانم بکاری

آن بالا را ببین،
کرخه، چزابه، صالح مشطط 
حتی کربلای چار
دور سرم می چرخد
بچه های فاطمیون
درون جمجمه ام سنگر می گیرند.

سید سید!... عباس!
سید جان! پاهایم را موریانه ها خورده اند.
چشمهایم را باد برده است
دستهایم ...
آه! دست هایم کنار علقمه جا مانده اند.
*
حالا سرم گیج می رود
اما هنوز هم تو نیستی
و این واژه های موجی
بوی گاز خردل و پیتزای پپرونی می دهند....

(سعیدی راد)

دنیا به‌ چشم‌ من‌، شبحی‌ از جهنم‌ است‌

اندوه‌ دل‌ به‌ قدر غم‌ هر دو عالم‌ است‌

پوشیده‌ آسمان‌ و زمین‌ جامه‌ سیاه‌

یعنی‌ که‌ ماه‌، ماه‌ عزیز محرم‌ است‌

ابری‌ عزا گرفته‌ درونم‌ که‌ این‌ چنین‌

هستی‌ برای‌ داغ‌ دلم‌ گوئیا کم‌ است‌

طوفان وزیده از طرف کربلای عشق

یعنی «عزای اشرف اولاد آدم است»

امشب‌ برای‌ خاطر این‌ چشم‌ بی‌شکیب‌

داغی‌ هزار ساله‌ برایم‌ فراهم‌ است‌

تنها نه آسمان و زمین را عزا گرفت

عرش خدای عزّ وجل غرق ماتم است

 

یک سر به روی نیزه و یک تن به قتلگاه

یک کاروان ستاره دنباله دار... آه...

(سعیدی راد)

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950722000261

 

مصاحبه با باشگاه خبرنگاران جوان -

شعر عاشورایی نباید به اصل ماجرای عاشورا لطمه بزند

عبد الرحیم سعیدی راد در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  در خصوص عمق شعر آیینی گفت: آنچه مسلم است باید توجه داشت که وقتی پیرامون یک موضوع آیینی شعر یا نثر ادبی می نویسیم، خدایی نکرده به اصل ماجرا لطمه وارد نکنیم. یعنی نوشته مان باعث دلزدگی کسی از مثلا ماجرای عظیم انسان ساز عاشورا نشود. از طرفی تکرار حرف شاعران دیگر کاری از پیش جلو نمی برد. باید به موضوع های آیینی با مطالعه بیشتر و دقیق تر نگریست و آن را به شعر و نثرشاعرانه  در آورد تا توجه مخاطبان بیشتری را جلب کرد و از این راه به جامعه آگاهی داد. 

وی افزود: همیشه اینطور نیست که بگوییم چون فلان کار را یک شاعر جوان نوشته است، پس حتما یک کار ضعیف یا سطحی است. در بین شاعران جوان هم چهره هایی داریم که آثار پخته ای دارند و اینکه گاهی در داوری های شعر به شعرهای ارزشمند دیگری بر می خوریم که نگاههای خاص و ویژه ای به موضوع و ادبیات آیینی دارند.   

سعیدی راد تصریح کرد: برعکس این موضوع هم وجود دارد؛  بعضی شاعران قدیمی که سن و سالی از آنها گذشته و بسیار سطحی به موضوع های آیینی نگاه می کنند. البته ممکن است این سطحی نگری از نظر آماری بین جوانها طیف بیشتری را در بر بگیرد.  

وی درپایان در ارتباط با آثار آیینی خود گفت: برای ماه محرم از مدتها پیش همه شعرهایم را با این موضوع جمع کردم که به ناشری بسپارم اما هنوز جای خاصی برای چاپ آنها پیدا نکردم. همچنین  یک مجموعه نثر ادبی به نام "عشیره گل سرخ" ویژه مناسبت‌های مذهبی یعنی تولد ها و شهادت هایی که در تقویم داریم، نوشته ام که به نظر خودم کار کم نظیری است اما این مجموعه هم مثل مجموعه شعرم هنوز در اختیار ناشری گذاشته نشده است. امیدوارم به زودی این اتفاق بیفتد و بتوانم این دو کتاب را چاپ کنم. 

http://www.yjc.ir/fa/news/5809496/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%84%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D8%AF

 

مثنوی عطش‌ و عشق‌

کیستی‌ ای‌ مرد خدایی‌ تبار؟ 

ای‌ نفست‌ آیة‌ پروردگار!

کیستی‌ ای‌ کوه‌ترین‌ مردها؟
گم‌ شده‌ در جوهره‌ات‌ دردها

چشم‌ فلک‌ منتظر گام‌ تو
جن‌ و ملک‌ ریزه‌ خور نام‌ تو

کیستی‌ ای‌ مرد که‌ چون‌ شیرها
می‌چکد از پیرهنت‌ تیرها؟

سرو کجا و قد والای تو؟
ماه فرود آمده در پای تو

رد قدم هات، گل‌ رازقی‌!
هرم لبان تو خط عاشقی‌

عشق فقط شاخه ای از تاک تو
عقل فرو مانده در ادراک تو

عقل در اندیشه ی احوال تو
عشق دویده ست به دنبال تو

....

می‌کشم‌ از سینة‌ دلخسته‌ آه‌
منتظرم‌ بلکه‌ بتابی‌ چو ماه‌

ماه‌ "بنی‌ هاشم‌" اگر نیستی‌
خود بگو ای‌ ماه ترین‌ کیستی‌؟

ای‌ همة‌ عشق‌ بگو کیستی‌؟
حضرت‌ عباس‌ مگر نیستی‌؟

سوره اخلاص، سلام علیک
حضرت عباس، سلام علیک

کیستی‌ ای‌ ساقی‌ جام‌ الست‌
جام هم از نام‌ تو گردیده‌ مست‌

آب‌ که‌ شرمندة‌ لبهای‌ توست‌
تشنه‌تر از قامت‌ رعنای‌ توست‌

ساقی‌ این‌ لشکر عاشق‌ تویی‌!
با خطر و عشق‌ موافق‌ تویی‌!

...

ظهر شد و خیمه عطشناک شد
ولوله در آن سوی افلاک شد

نوبت جانبازی عباس شد
وقت سرافرازی عباس شد

...

جرعه ای از مشک تو آب حیات
قطره ای از اشک تو یعنی فرات

عاشق و سر مست، که دید این چنین
ساقی بی دست ، که دید این چنین

شعله اشک است اگر بشنویم
گریه مشک است اگر بشنویم

مشک عزادار لب تشنه ات
علقمه خونبار لب تشنه ات

....

ذره‌ای‌ از عشق‌ خود اینجا بپاش‌!
قطره نوری به‌ دل‌ ما بپاش‌!

ما همه لب تشنة‌ جام‌ توایم‌
تشنة‌ یک‌ جرعه‌ کلام‌ توایم‌

...

باز کن‌ این‌ پنجرة‌ بسته‌ را
مست‌ کن‌ این‌ تشنه‌ لب‌ خسته‌ را

تشنه لبم تشنه! بیا باز هم‌
تشنگی‌ آموز مرا، باز هم‌

باز علم‌ گیر و به‌ میدان‌ بیا
سوی‌ حرم‌ مشک‌ به‌ دندان‌ بیا

باز علم‌ گیر و علمدار باش‌!
در سپه‌ عشق‌ سپهدار باش‌!

مثل‌ تو سردار ندارد حسین‌!
چون‌ تو علمدار ندارد حسین‌!

عالم‌ و آدم‌ به‌ فدای‌ تو باد
عشق‌، دمادم‌ به‌ فدای‌ تو باد

ای‌ به‌ فدای‌ تو و همدردی‌ات‌
گشته‌ جهان‌ محو جوانمردی‌ات‌

بیرق‌ نام‌ تو تکان‌ می‌خورد
تا عطش‌ و عشق‌ مرا می‌برد

(سعیدی راد)

دوبیتی های محرم

 1

سلام ای کوچه های غرق ماتم
سلام ای چشمهای خفته در غم
سلام ای روضه ی عباس و اکبر
سلام ای ماه خونرنگ محرم

2
علم، شال عزا، چشمی پر از غم
کتیبه، روضه عباس و پرچم
صدای نوحه خوان می آید از دور
رسیده ماه خونین محرم

3
دوباره تکیه های غم بپا شد
لباس کوچه ها شال عزا شد
محرم خیمه زد در جان مردم
خیابان درخیابان کربلا شد

4
دوباره کاروان اشک نم نم...
دوباره شد حسینیه فراهم
دوباره تکیه و درد و غم عشق
دوباره پرچم سرخ محرم

5
دوباره ماجرای بی کفن ها...
دوباره یادی از خونین بدن‌ها...
دوباره شور جانسوز محرم
دوباره دسته ی زنجیر زن ها...

6
محرم در محرم سوگواری
بیابان در بیابان داغداری
دل من شرحه شرحه واژه واژه
دوبیتی در دوبیتی، بی قراری

7
بخوان ای دل که ماتم دارم امشب
دلی سرشار از غم دارم امشب
بخوان با دسته های اشک، نوحه
بخوان شور محرم دارم امشب

8
محرم آمد و با خود غم آورد
به همراهش دلیلی محکم آورد
محرم از حجاز آرزوها
برای چشم هآیم زمزم آورد

(سعیدی راد)

روسفید سیه چرده

*برای شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر شیعیان نیجریه

رو سفیدتر از پیشانی بلند تو سراغ ندارم

ای شیخ سیه چرده!

که ابراهیم وار

با چهار اسماعیل

به کربلای عشق رفتی.

*

و این تصویر شگفت تویی!

که با عمامه ای خونین

در کنار چهار قربانی

راست قامت ایستاده ای

چون کوهی که آتشفشان به سینه دارد

و آرام

به «روح الله» لبخند می زند.

 (عبدالرحیم سعیدی راد)