غزلی برای محرم
محرم
دنيا به چشم من، شبحي از جهنم است
اندوه دل به قدر غم هر دو عالم است
پوشيده آسمان و زمين جامه سياه
يعني كه ماه، ماه عزيز محرم است
ابري عزا گرفته درونم كه اين چنين
هستي براي داغ دلم گوئيا كم است
طوفان وزیده از طرف کربلای عشق
یعنی «عزای اشرف اولاد آدم است»
امشب براي خاطر اين چشم بيشكيب
داغي هزار ساله برايم فراهم است
تنها نه آسمان و زمین را عزا گرفت
عرش خدای عزّ وجل غرق ماتم است
یک سر به روی نیزه و یک تن به قتلگاه
یک کاروان ستاره دنباله دار... آه...
(سعیدی راد)
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ ساعت توسط سعیدی راد
|
عبدالرحیم سعیدی راد