25

اي خدای رازدار و  پرده پوش!

اگر ستاره ها دانه هاي تسبيح من بودند، نمي توانستم حتی گوشه ای از صفات و نعمات والای  تو را حساب کنم.

اگر جنگلها قلم می شدند و رودها جوهر،  باز هم نمی توانستم مهربانی و بزرگی و بنده نوازی  تو را وصف کنم.

رحمت و کرامت  تو هم آنقدر وسیع است  که هیچ بشری نتوانسته و نمی تواند آن را تصور کند.

ای کسی که لغزشهای گنه کاران را نادیده می گیری؛ به خوبی می دانم که گناه، روح و روان آدم را آلوده می کند و به سمت تو آمدن دلهای را جلا می دهد و زلال می کند. کمک کن تا در این ایستگاه بیست و پنجم میهمانی رمضان در مسیری که به ما نشان داده ای پایدار و ثابت قدم باشم. همین.

 

 

26

ای خدایی که با نعمت هایت با ما اظهار دوستی می کنی
وقتی به خودم نگاه می کنم و خطاهایی که مرتکب شده ام، خیلی زود مثل یک گیاه پژمرده می شوم. اما وقتی به کرامت و بزرگواری تو نگاه می کنم، نشاط و امیدواری در جانم ریشه می دواند و از طرفی به تو اعتماد دارم که امیدم را ناامید نخواهی کرد.

در بیست و ششمین ایستگاه میهمانی رمضان اگر بخواهم بی پرده حرفی بزنم، می گویم: پشتوانه من در همه گرفتاریها و تنگدستی‌ها رافت و رحمت بی نهایت تو است. در این روزهم ما را در نعمت های خودت غوطه ور کن و لطف بی اندازه ات را از ما دریغ مکن. همین

.

سعیدی راد

 

27

ای دانای اسرار نهانی

شاید اگر کسی غیر از تو از گناه و اشتباهاتم مطلع می شد آن را انجام نمی دادم و البته اگر از تسریع در عاقبت گناهان، آگاهی داشتم باز هم امکان داشت از انجام آن گناه پرهیز کنم  و این، نه از آن جهت است که دیگران را بر تو ترجیح می دهم بلکه به این خاطر است که تو را در پوشاندن گناه بهتر و برتر از دیگران می دانم.

ای ستار العیوب، در ایستگاه بیست و هفتم میهانی رمضان، فضل و بخشش خودت را شامل حالم کن وبا خطا پوشی ات از گناهانم بگذر و برای آن مرا سرزنش مکن. همین.

.

سعیدی راد